ابو القاسم سلطانى
99
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
Code - 273 بصل ( قرآن مجيد ) Allium cepa L بصل يا پياز را از زمانهاى بسيار قديم مىشناختهاند بهطورىكه در پاپيروسها از آن نام برده شده است و از چهار هزار سال قبل از ميلاد توسط كلدانيها كشت مىشده است . منشاء اوليه آن را منطقهاى كه شامل بين النهرين و بلوچستان مىگردد ذكر نمودهاند و از آنجا به اروپا و امريكا انتقال يافته است . بنا بگفته هرودوت در ايران كشت مىشده است . يونانيان از زمان هومر آن را مىشناختهاند . بنا بر مندرجات كتاب مقدس ، سفر اعداد ، باب يازدهم قوم بنى اسرائيل آن را مىشناختهاند و پس از خروج از رعمسيس مصر به مكانى مىرسند كه بعدا تبعيره يعنى " محل مشتعل شدن آتش غضب خداوند " نام گرفت چه قوم بنى اسرائيل با ناسپاسى به حضرت موسى گفتند " كيست كه ما را گوشت بخوراند ماهى را كه در مصر مفت مىخورديم و خيار و خربزه و تره و پياز و سير را به ياد مىآوريم و الان جان ما خشك شده و چيزى نيست و غير از اين منّ 1 * در نظر ما هيچ نمىآيد . " خداوند در اينباره مىفرمايد : " وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ " . ( سوره مباركه بقره ، آيه شريفه 61 ) . به سريانى پياز را بصلا و به يونانى قروميون و ديوسكوريد آن را قروميان ناميده است و مىنويسد : قروميان ، نوع دراز آن از گرد ، قرمز آن از سفيد و خشك آن از تازه كه شسته و با سركه و نمك پرورده شده باشد تندتر است و همه انواع آن گزنده ، نفّاخ ، نرمكننده ، لينتدهنده طبع ، گشاينده دهانه رگها و نواسير 2 * است و هنگامى كه بخواهند دهانه آن را بگشايند پوست كنده پياز را در روغن زيتون غوطهور نموده و در مقعد شياف مىنمايند . سرمه كردن مخلوط آب آن با آب عسل در ضعف بينائى و قرحه چشم كه آن را ارغاميس يا نافاليس 3 * نامند و ابتداى نزول ماء 4 * نافع است . ماليدن مخلوط آن با سركه و قرار گرفتن در تابش آفتاب در ككمك و مخلوط آن با نمك و توتيا در جرب چشم 5 * و ماليدن آن با نمك در انيطس 6 * و زخم ايجادشده در كف پا بواسطه كفش ، و چكاندن قطره آن در كمى شنوائى و وزوز كردن و چرك گوش موثر است . ماليدن آن در طاسى موجب رويش مو مىشود زيادهروى در مصرف آن ايجاد سردرد و ليثرغس 7 * مىنمايد و پخته شده آن شديدا پيشاب را زياد مىكند ( تت كتاب دياسقوريدوس م - 2 ص - 209 ) . جالينوس در هفتم گويد . . . در درجه چهارم گرمكننده و گوهر آن غليظ است به همين جهت هنگامى كه آن را در داخل مقعد نمايند دهانه رگها را باز نموده و خون [ از بواسير ] جريان مىيابد . . . و رازى در [ كتاب ] دفع مضار الاغذيه گويد . . . براى گرممزاجان مناسب نيست مگر آنكه با سركه مصرف نمايند ، آن غذا را خوشمزه مىكند و زهم گوشت را از بين مىبرد . اگر آن را ورقهورقه نكرده و نشسته مصرف نمايند به مغز و چشم زيان مىرساند براى سرفه و خشكى سينه مفيد است . . . ( تت مفردات ابن بيطار جلد 1 - 97 ) . اگر از جرمش فتيلهيى بكنند و به زير برگيرند دهانهاى بواسير بگشايد و خون از او براند . . . و حفظ كند كند